[RB@Blog_Title]

  • نویسنده :
  • بازدید : [۳۳۶] مشاهده

پیر مرد گل فروش ^ عارفانه صفری


🔸عاشقــانہ بـہ سبڪــ شہــدا🔸


یـہ روز داشتیم با ماشیـن تـو خیابون مےرفتیـم

سر یـہ چراغ قرمز ...🚦

پیرمـرد گل فروشـے با یـہ ڪالسڪه ایستاده بود ...

منوچـہر داشت از برنامـہ ها

و ڪارایـے ڪـہ داشتیم مےگفت ...

ولـے مـن ...

ادامه مطلب

خدا



این متن واقعا ارزش خوندن داره



 توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم 

طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم 

خواندم سه عمودی


یکی گفت...

ادامه مطلب